وبلاگ صدا سیما

دسته بندی :

مژده به بازدید کنندگان عزیز

 

وبلاگ صدا سیما راه اندازی شد

 

ما قصد داریم در این وبلاگ جدول پخش و ساعت پخش برنامه های تلویزیون و همچنین جدول و ساعت پخش و نتیجه مسابقات ورزشی و اخبار آن را به شما عزیزان

ارائه دهیم

 

با ما همراه باشید

 

آدرس وبلاگ:amirshamsaeesedasima.blogfa.com  روی آدرس کلیک کنید


نویسنده: امیر شمسایی | چهارشنبه 29 آبان1392 - 9:40

احسان حدادی با انتشار تصویر زیر در صفحه اجتماعی خود از حضورش بر سر مزار مرتضی پاشایی خبر داد و نوشت: راستشو بگم از بعدازظهر 5 شنبه حالم خیلی گرفته بود. با غروب کردن آفتاب دل گیریم خیلی بیشتر شد. پیش خودم گفتم که چه کاری کنم که حالم خوب بشه. وی ادامه داد: از آنجا که عاشق ایران هستم، رفتم پیش صدای احساس ایران. الان که دارم این متنو براتون می نویسم خیلی احساس سبکی دارم. روحش قرین رحمت ایزد منان باد.

خلوت احسان حدادی و مرتضی پاشایی +عکس


نویسنده: امیر شمسایی | دوشنبه 3 آذر1393 - 9:42

اسکرین شات تلخ فرزاد فرزین از آخرین مکالمه اس ام اسی خود با مرحوم مرتضی پاشایی...

آخرین مکالمه اس ام اسی فرزاد فرزین با مرحوم مرتضی پاشایی +عکس


نویسنده: امیر شمسایی | دوشنبه 3 آذر1393 - 9:41

در زندگی درس هایی هست که همیشه ذهن آدمی را پریشان می کنند. به ویژه در مورد عشق و دوست داشتن، همیشه داستان هایی بر سر زبان بیشتر مردم است که به به جای آرامش، انسان را دچار شک می کنند. به طور مثال، داستان تصویری زیر را ملاحظه کنید؛ متوجه می شوید که این داستان های اشتباه همه جای دنیا هستند اما لزوما درست نیستند و فقط موجب می شوند تا نتوانیم در لحظه های درست، تصمیمات صحیح اتخاذ کنیم.

تصورات همیشه اشتباه ما در مورد عشق +تصاویر

پسر، دختری را ملاقات می کند. وقتی آنها با هم چشم در چشم می شوند، قلبشان به تپش می افتد و خیال می کنند نیمه گمشده خود را یافته اند. اما نمی توانند به هم برسند، زیرا دختر در کنار مرد دیگری است. یا برعکس این داستان. یعنی پسر با دختر دیگری همراه است.

تصورات همیشه اشتباه ما در مورد عشق +تصاویر

یا سرنوشت و قسمت موجب می شود تا آنها به هم نرسند.

تصورات همیشه اشتباه ما در مورد عشق +تصاویر

اما هیچ کدام از این مسایل نمی توانند عشق آتشین آنها را از بین ببرد. «او» همچنان در قلب و ذهن دختر/پسر هست و برای رسیدن به او حاضر است حتی با سرنوشت و تقدیر هم بجنگد. آنها باید به «عشق واقعی» خود برسند و تا آخر عمر خوشبخت در کنار هم زندگی کنند.

تصورات همیشه اشتباه ما در مورد عشق +تصاویر

بالاخره هم موفق می شوند.

تصورات همیشه اشتباه ما در مورد عشق +تصاویر

اما پس از مدتی از هم سیر می شوند و سراغ فرد سوم می روند.

تصورات همیشه اشتباه ما در مورد عشق +تصاویر

در انتهای داستان هم، هنگامی که یکی از طرفین در حال رفتن به دوردست ها (در حال سوار هواپیما یا قطار شدن) است، نیمه دیگر از راه می رسد و متوجه می شوند که خدا آنها را برای هم آفریده است و باید پیش هم بمانند تا خوشبخت باشند.

تصورات همیشه اشتباه ما در مورد عشق +تصاویر

همین باعث می شود، تا فردی که قهر کرده، دوباره هیجان زده شود و بازگردد و همه چیز را دوباره از نو با هم شروع کنند.

پایان.

تصورات همیشه اشتباه ما در مورد عشق +تصاویر

اما متاسفانه، واقعیت این طور نیست. اینها همه داستان های ساختگی هستند و در ادامه مطلب برایتان توضیح می دهیم چرا!

دروغ 1: خواستن یک نفر به این مفهوم است که باید با هم باشیم

در داستان ما، قهرمان داستان ما دختر/پسر مورد علاقه خود را پیدا کرد و برای رسیدن به او همه کاری هم انجام داد و بالاخره هم موفق شد.

تصورات همیشه اشتباه ما در مورد عشق +تصاویر

همه ما این اشتباه را در زندگی انجام می دهیم. به کسی علاقه مند می شویم و می خواهیم تا آخر عمر در کنار او باشیم. درست است؟ اما در دنیای واقعی، افراد کمی هستند که همه جانبه جذب و عاشق یکدیگر می شوند. تقریبا می توان گفت هرگز چنین اتفاقی در هیچ کجای دنیا رخ نمی دهد. باید این را بدانید که گاهی آدم به بعضی احساس بهتری دارد و در این حالت دیگر دیگران به چشمش نمی آیند. اما دلیل نمی شود که شما همه جانبه آن را قبول داشته باشید. یا همه کارهای او را دوست داشته باشید.

تصورات همیشه اشتباه ما در مورد عشق +تصاویر

چیزی که منجر به شکل گیری رابطه میان دو جنس می شود، فقط میزان علاقه آنها به یکدیگر نیست. به زبان ساده تر، عشق برای تشکیل خانواده و ازدواج کافی نیست. ازدواج مسایل پیچیده تری دارد که در دایره عشق و علاقه نمی گنجد. به همین دلیل است که افرادی که فقط با ابزار دوست داشتن با هم ازدواج می کنند، پس از مدتی رابطه شان به هم می خورد و قلبشان می شکند. این جا است که متوجه می شوند چقدر کورکورانه مسیر زندگی خود را انتخاب کرده اند.

تصورات همیشه اشتباه ما در مورد عشق +تصاویر

در داستان بالا، قهرمان های داستان فقط به عشق و عاطفه ای که میانشان شکل گرفته بودند فکر می کردند و مشکلات را نادیده گرفته بودند. این مساله در زندگی واقعی مشکلات بسیاری برای هر دو طرف ایجاد می کند.

دروغ 2: صداقت و یکرنگی موجب به دست آوردن دل طرف مقابل می شود

در داستان ما، قهرمان های ما با بیان احساسات خود را اعتراف کردند و موانع را از بین بردند.

تصورات همیشه اشتباه ما در مورد عشق +تصاویر

اما در دنیای واقعی باید با خود صادق باشیم. هنگامی که فردی فقط با یک نگاه چنان دلباخته ما می شود، نمی توانید به او اعتماد کنید. بیشتر ما تصور می کنیم این فرد دیوانه است یا قصد مزاحمت و آزار رساندن دارد. در دنیای واقعی، عشق در نگاه اول و این همه هیجان و اشتیاقی که قهرمان داستان ما داشت، برایمان تعریف نشده است. در ضمن، گفتن حرف های واقعی و اعتقادهایی که در سرداریم، درست نیست. مثلا پسری بیاید و به دختر مورد علاقه خود بگوید: «تو زیبا هستی، اما من از تو باهوش تر هستم و وضع مالی من هم بهتر است. اما به نظرم ما زوج خوبی خواهیم بود!»

انسان ها چطور برای هم لوندی می کنند؟ لوندی یا دلبری کردن از فرد دیگر در واقع نوعی تبلیغ خواسته های درونی است بدون اینکه بخواهیم ارزش و اعتبار خود را پایین بیاوریم. عصاره دلبری هم این است که دقیقا دست روی نکاتی بگذارید که طرف مقابل از آنها لذت می برد. برخی کارها هم می تواند به تشدید این امر کمک کند، مثلا نوازش موها، کمی غلو کردن در صحبت ها، نوازش آرام دست ها.

آدم هایی که از این کارها فرار می کنند، اصولا نادیده گرفته می شوند و خودشان هم دلیل آن را نمی دانند. اما واقعیت این است که جذابیت و دلبری نوعی بازی است و هرکسی برای داشتن یک رابطه واقعی، باید قواعد بازی را خوب بداند.

دروغ سوم: «نیمه گمشده» / «عشق واقعی»

تصورات همیشه اشتباه ما در مورد عشق +تصاویر

«زمین 7 میلیارد انسان دارد اما خدا تو را فقط برای من آفریده است!». فرضیه این که هرکسی فقط یک عشق واقعی دارد، بسیار مسخره و مضحک است. بسیاری از انسان ها چندین بار در زندگی ازدواج می کنند. یا بارها عاشق می شوند. آیا همه آنها همان «نیمه گمشده» آنها بوده است؟ چنین طرز فکری را باید دور بریزید.

اشتباهی که مادر زندگی مرتکب می شویم این است که دایم در پی یافتن بهترین فرد هستیم. می خواهیم طرف همه جانبه و بی نقص همانی باشد که ما می خواهیم. اما این کمال گرایی اشتباه است. باید چشمان خود را باز کنید تا انسان های دیگر را نیز ببینید. واقعیت این است که 90 درصد حق انتخاب ما به موقعیت و گزینه های موجود بستگی دارد. اگر در جزیره ای تنها دو نفر باشید، آن وقت فقط می توانید «آدمِ خود» را بیابید. اما در دنیای واقعی، در میان دوستان، فامیل یا همکارها می توانید انتخاب کنید.

فرمول درست برای موفقیت در قرارها

تا الان اگر در قرارهای خود موفق نبوده اید، ما چند کار به شما یاد می دهیم تا فرد دلخواه خود را پیدا کنید و در کنار او آرامش به دست بیاورید.

تصورات همیشه اشتباه ما در مورد عشق +تصاویر

این قانون را در هم بشکنید.

تصورات همیشه اشتباه ما در مورد عشق +تصاویر

تصور کنید یک شیشه پر از پاستیل دارید: 500 تا آبی و 500 تا پاستیل قرمز.

تصورات همیشه اشتباه ما در مورد عشق +تصاویر

اگر این طوری منظم در کنار هم باشند، نمی توانید از هر دو رنگ پاستیل انتخاب کنید. برای این منظور، باید آنها را هم بزنید. این فرمول را باید در زندگی هم رعایت کنید. وقتی مخلوطی از انواع شخصیت ها در ذهن داشته باشید، انتخاب های درست تر و بهتری خواهید داشت. اگر هزار هنر و توان و سواد و پول هم داشته باشید، اما اگر تنها باشید هیچ کدم ارزشی ندارند. باید با انسان های مختلفی آشنا شوید. دایره دوستان خود راتوسعه دهید. برای این منظور باید به مکان های جدید بروید. در کلاس های مختلف ثبت نام کنید. باشگاه بروید. مسافرت کنید. در دنیای مجازی تعامل های خود را بیشتر کنید. شاید از هیچ کدام از این روش ها به نتیجه نرسید. اما باید تلاش کنید.


نویسنده: امیر شمسایی | دوشنبه 3 آذر1393 - 9:39

پس از فوت ناگهاني و تلخ "مرتضي پاشايي" خواننده ي موسيقي پاپ، شايعات زيادي درباره زندگي شخصي و ازدواج مرتضي پاشايي مطرح شد در بسیاری از سایت های خبری تصویری از خانمی که گفته میشد نامزد " مرتضی پاشایی" است دیده میشد. اما پدر مرحوم پاشایی در این مورد صحبت هایی داشته اند که در ادامه می خوانید.

پدر مرتضي به اين پرسش، اينگونه جواب داده است: مرتضي موسسه موسيقي داشت که تعدادي خانم و آقا در آن مشغول به کار بودند. افرادي بين آنها بودند که علاقه ي زيادي به ازدواج با مرتضي داشتند ولي ازدواجي صورت نگرفت. مادر مرتضي، از بين دختران فاميل و دوستان، چند نفري را انتخاب کرده بود که اگر قسمت شد مرتضي با يکي از آنها ازدواج کند اما وقتي مساله ي بيماري اش پيش آمد و به او اطلاع دادند که بيماري اش مهلک است، ازدواج را جدي نگرفت و به درمان پرداخت. کم کم قضيه ي ازدواجي که همسرم برايش در نظر گرفته بود هم منتفي شد. اما خيلي ها بين کارمندان او بودند که تمايل داشتند با مرتضي ازدواج کنند. حتي در مراسم تشييع و ختم ، افرادي بودند که خود را خواهر يا نامزد مرتضي معرفي مي کردند اما عملا او نه خواهري داشت نه نامزدي. شايد بودند افرادي که تمايل به ازدواج با وي داشتند اما عملا هيچ صحبتي به صورت «جدي» و «رسمي» انجام نشده بود.»

ازدواج مرتضی پاشایی از زبان پدرش +عکس


نویسنده: امیر شمسایی | دوشنبه 3 آذر1393 - 9:38

موج ارسال پیام های تسلیت برای درگذشت مرتضی پاشایی، به ستارگان موسیقی ترکیه رسید.

اِمراه خواننده، بازیگر و کارگردان ترکیه ای - در صفحه فیسبوکش عکسی از زنده یاد پاشایی را منتشر کرده و برایش از درگاه خداوند طلب رحمت کرده است.

این پست فیسبوکی با استقبال بسیار زیادی به ویژه از طرف مخاطبان ایرانی امراه روبه رو شده است. مرتضی پاشایی، متولد 20 مرداد 1363، خواننده، نوازنده، آهنگساز پاپ ایرانی و دانشجوی رشته گرافیک بود. او موسیقی را از چهارده سالگی با نواختن گیتار آغاز کرد. پاشایی از 13 آبان به علت شرایط وخیم بیماری در بیمارستان بستری شده بود. وی سرانجام پس از ماه ها مبارزه و تحمل درد بیماری صبح روز بیست و سوم آبان 93 دار فانی را وداع گفت. مراسم تشییع و تدفین این خواننده جوان درمیان حضور انبوه و کم نظیر مردم برگزار شد و در رسانه های داخلی و خارجی انعکاس گسترده ای یافت.

خواننـده مشهور ترک مرگ پاشایی را تسلیت گفت +عکس


نویسنده: امیر شمسایی | دوشنبه 3 آذر1393 - 9:37

صبح و ظهر و شب ندارد؛ این بچه ها همیشه در خیابان هستند؛ نه این که همه شان همیشه در خیابان باشند، نه، اما باز هم خیابان از آنها خالی نمی شود. این گوشه ای از صنعت پردرآمد «آشغال جمع کنی» است. بچه هایی که میانگین سنشان به 15 نمی رسد، ولی هر کدام سرقفلی خودشان را در خیابان های شهر دارند، گاری خودشان را اگر داشته باشند که «نانشان توی روغن است»، اگر نه، هر کسی صبح که بیدار می شود با همان کیسه بزرگی که معمولاً از الیاف پلاستیک است، معمولاً جای دست رویشان مانده، معمولاً گوشه و کنارشان خورده و ساییده شده، راه می افتد که برود سر کار.

این بچه ها اگر برای یک خریدار مشخص کار کنند، اگر منطقه ای که می روند در آن کار کنند دور باشد، اگر تعدادشان بیشتر از دو - سه نفر باشد، اگر صاحب کارشان ماشین داشته باشد، آن وقت همه شان، با کیسه های سپید نایلونی یک شکل، سر صبح جمع می شوند سر قرار، صاحب کارشان با وانت سپیدش آن ها را می رساند، مقصد این گروه پنج نفری که همراهشان شدم، محله میرداماد تهران است، سطل آشغال های تمام خیابان میرداماد و خیابان های فرعی اش، صبح تا ظهر در اختیار این پسربچه هاست.

کار را با هم تقسیم می کنند، پخش می شوند، گاهی دو نفری، خیابان های فرعی را می گردند، یکی سمت پلاک های زوج، یکی سمت پلاک های چپ، تک تک سطل های بزرگ زباله را می گردند، چه می خواهند؟ نه لباس کهنه و نه کاغذ، بطری های نوشابه و ظرف های پلاستیکی را جدا می کنند و ظرف های فلزی را هم جدا. اگر کیسه های نان خشک را هم ببینند برمی دارند و آن قدر سطل های آبی و سیاه را می گردند تا ظهر کیسه هایی که معمولاً از قدشان هم بلندتر است، کاملاً پر شود و وانت پیکان سفیدی که صبح با آن تا اینجا آمده اند، برگردد دور میدانی که محل قرارشان است. کیسه ها را بار وانت کند و بچه ها را هم؛ برمی گردند.

بعضی هایشان بعدازظهر می روند مدرسه، بعضی های دیگر روز را می گذرانند تا فردا شود و برگردند، بعضی ها هم عصر دوباره برمی گردند توی خیابان، همان طرف های خانه خودشان. با گاری یا بدون آن فرقی نمی کند. برمی گردند که پول بیشتری در بیاورند.

می گویند تهران این طور است، پول روی زمینش ریخته، فقط باید خم شد و جمعش کرد. این بچه ها هم همین کار را می کنند؛ خم می شوند، منتها توی سطل های زباله و پول هم درمی آورند. زباله های خشک را کیلویی 500 تومان می فروشند. می گویند می شود روزی 20 - 30 هزار تومان. اگر هر روز هفته را کار کرده باشند، جمعه ها دیگر توی شهر نمی چرخند: «کارگاه ها جمعه تعطیل می کنند، ما هم فوتبال بازی می کنیم»

کارگاه ها، همان جاهایی هستند که این زباله های خشک را از بچه ها می خرند و ماشین های بازیافت پلاستیک دارند که زندگی شان را با آن ها می گذرانند. کارشان غیر رسمی است.

می خواهم از بچه ها عکس بگیرم. به هرکدامشان که می رسم ،می گوید: «دوست ندارم عکسم را بگیری.» با این حال خوشحال و خندانند، همدیگر را با سوت صدا می زنند و برای گفتن اینکه چه کار می کنند، کی بیرون می زنند و کی برمی گردند، حرف را از هم می دزدند. قبل از حرف زدن مدام می گویند «خانم اجازه؟!»: «همین که کاری داشته باشیم، خوبه»، «با خنده: من که صبح ها با لگد مامانم بیدار می شم»، «ما همه اش دستامون سیاهه، کتابامون سیاه می شه»، « وقت نمی کنیم بریم خونه لباس عوض کنیم، همینجوری می ریم مدرسه»، «فوتبال خوبه، عصرها با بچه ها گاهی بازی می کنیم»، «نصف روز بیشتر کار نمی کنیم، پنجشنبه و جمعه هم کار نمی کنیم، ولی باز از بابا و مامانمون بیشتر کار می کنیم»، «کیسه هامون رو می کشن، بعد آخر هفته یا آخر ماه پولش رو به بابامون می دن»، «اگه گاری داشتیم برا خودمون کار می کردیم، دیگه هر وقت دلمون می خواست» و ...

اما چیزهای دیگری هم هست که به هم نزدیکشان می کند. توی یکی از همین خیابان ها، وقتی یک بطری نوشابه خانواده را که تا نیمه پر بود، از توی سطل آبی زباله درآوردند، سه تایی ایستادند و نوشابه را جرعه جرعه تقسیم کردند، بعد هم بطری سهم کسی شد که آن را پیدا کرده بود.

قد بعضی از این بچه ها هنوز از سطل آشغال ها کوتاه تر است، باید از آن آویزان شوند و تا کمر در آن فرو بروند تا چیزی گیرشان بیاید، از توی سطل های آشغال غذا برنمی دارند، اما اگر چشمشان به لباسی، یا کیفی که قابل استفاده باشد بیفتد، برش می دارند، «بالاخره شاید به درد یک کسی بخورد.»

یک چیزهایی هم هست که اذیتشان می کند. بوی غذای فاسد و آشغال های گندیده یا کثیفی ته مانده میوه ها و آشغال هایی که گربه کیسه شان را پاره کرده دیگر آزارشان نمی دهد. می گویند: «عادت کرده ایم». مایه اذیت شدن چیز دیگریست، یکی از این بچه ها که اسمش محسن است و دوازده ساله، می گوید:«مامان های بچه ها، بچه هایشان را می ترسونن، اگر بچه شون توی خیابون گریه کنه، منو با دست نشون می دن و میگن می دم نمکی ببردت!، بچه ها از ما می ترسن، بعد بچه هایی که ما رو توی خیابون می بینن فرار می کنن، می دوند اون طرف خیابون.»

فقط بچه ها نیستند که توی خیابان ها آشغال جمع می کنند، آفتاب که می افتد، آشغال جمع کن هایی که شب کارند هم به خیابان می آیند، کمتر با گاری، بیشتر با کیسه های روی دوش، مردان جوان و میانسال، یکی شان که غذایی تعارفی گرم را هم رد می کند، می گوید: «گرسنه نیستم، سر کارم!» آن وقت زود دور می شود تا مجبور نشود به سوال دیگری جواب بدهد و در کوچه ای گم می شود.

آن هایی که شب کار می کنند هم همان چیزهایی را برمی دارند که بچه ها صبح تا شب جمع می کنند، اما شانس با آشغال جمع کن ها یار است که سطل آشغال ها همیشه پر هستند، ظاهراً ماشین های شهرداری چندان هم سر موقع سطل های آشغال را خالی نمی کنند و تازه مردم هم تمام طول روز و شب مشغول تولید زباله اند.

سازمان مدیریت پسماند شهرداری تهران می گوید هر شهروند تهرانی بطور متوسط سالانه شش برابر وزن خود زباله تولید می کند. متوسط سرانه زباله تولید شده در شهر تهران 320 کیلوگرم در سال و ارزش روزانه زباله تولید شده در آن 180 میلیون تومان است.

سرانه تولید روزانه زباله در جهان 250 تا 300 گرم است. این عدد در ایران 600 گرم و در شمال تهران 1200 گرم است. سرانه تولید زباله در مناطق مختلف شهرداری تهران طی یک دوره یک ساله به ازای هر نفر از 21 کیلوگرم در مناطق شهر تهران تا 883 کیلوگرم در منطقه 20 بوده است. زباله تولید شده در شمال شهر تهران طبق مطالعات انجام شده حداقل دو برابر میانگین آن در سطح کشور و چهار برابر استاندارد جهانی است.

راست می گویند، پول در تهران ریخته است، برای بعضی ها روی زمین، برای بعضی ها هم توی سطل های زباله.

این گزارش عکس ندارد، و این اصلاً حرف کمی نیست.


نویسنده: امیر شمسایی | دوشنبه 3 آذر1393 - 9:36

معمولا خانم ها توجه خاصی به عکس گرفتن دارند و سعی می کنند در بهترین حالت عکس بگیرند. نکات زیر راهنمای خوبی در این زمینه خواهند بود:

از آرایش براق پرهیز کنید.در صورتیکه تمایل دارید از براق کننده ها استفاده کنید، بهتر است فقط در چند جای صورت از آنها بهره ببرید.زیرا چهره براق، نور را منعکس کرده و چهره را بیش از حد لازم، براق نشان می دهد که این به هیچ وجه زیبا نخواهد بود. در هنگام آرایش برای عکس گرفتن، ابروها را کمی تیره تر کنید، چرا که در غیر اینصورت در عکس، رنگ پریده جلوه خواهند کرد.

در عکس های سیاه سفید،استفاده از رژ لب های تیره به هیچ وجه توصیه نمی شود.این رنگ های رژ لب، در عکس تیره تر نشان داده شده و عکس را نازیبا خواهند ساخت.

زیر ابروها را را هم کمی سایه روشن بزنید تا چشم ها درشت تر به نظر برسند. از پودر بیشتری در آرایش خود استفاده کنید.استفاده از کرم به تنهایی و بدون پودر باعث می شود که در عکس به خصوص آنهایی که فلش دارند، چهره را براق نشان داده شود. آرایش بیش از حد چشم ها، آنها را ریز جلوه خواهد داد.

از آرایش مژه ها غافل نشوید.چرا که زیبایی چشم ها را چندین برابر خواهند کرد. کمی رژ گونه ملایم، چهره را شاداب و جذاب خواهد کرد. خط لب را خیلی تیره نکشید.خط لب تیره،آرایش را زیاد و بیش از حد نشان می دهد. کشیدن یک مداد چشم سفید در گوشه داخلی چشم ها، آنها را را در عکس ،بازتر و درشت تر نشان می دهد. برای کوچک تر نشان دادن بینی قلمی تر کردن آن، کمی پودر تیره تر از پودر صورت را بر روی تیغه بینی و زیر بینی بزنید.


نویسنده: امیر شمسایی | دوشنبه 3 آذر1393 - 9:36

عناوین روزنامه های ورزشی امروز یکشنبه 02 آذر 1393

شکلک های محدثه


ادامه مطلب ... نویسنده: امیر شمسایی | یکشنبه 2 آذر1393 - 8:54

عناوین روزنامه های امروز یکشنبه 02 آذر 1393

شکلک های محدثه


ادامه مطلب ... نویسنده: امیر شمسایی | یکشنبه 2 آذر1393 - 8:53

در روزگاری که جامعه مجازی و شبکه های اجتماعی یکی از ارکان اصلی ارتباط افراد با یکدیگر شده است، ستارگان و چهره های هر جامعه ای نیز این صفحات را برای ارتباط بهتر با طرفداران خود و مردم انتخاب کرده اند. چهره های جامعه ما نیز از این قضیه مستثنی نیستند و بسیاری از ستارگان سینما، موسیقی، ورزش، سیاست و ... ما با داشتن یک یا چند صفحه در شبکه های اجتماعی مختلف قصد در ارتباط مستمر و دوطرفه با مردم دارند.

سلفی پریا قاسمخانی با مامان و بابا. پریا جان قدیما یک عزت و احترامی بود! خودت جلو نشسته ای و مادر باید عقب ماشین بنشیند؟؟! امان از بچه های این دوره و زمونه ...

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

دختران محسن بنگر در حال دوچرخه... ببخشید، سه چرخه سواری! محسن هم کلی ماچ و بوسه زیر عکس نثار دخترانش کرده است. کاملاً مشخص است آن سبد پشت سه چرخه، صرفاً جایگاه ویژه دنیز خانم هنگام سه چرخه سواری است و کاربرد دیگری ندارد.

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

فدای سرت بهداد جان. در المپیک جبران میکنی.

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

عکس آتلیه ای نسبتاً قدیمی سحر دولتشاهی و طناز طباطبایی، که پیام ایرایی (عکاس مطرح) چند روز پیش از آن رونمایی کرد و به اشتراک گذاشت و هواداران را سورپرایز کرد.

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

دلنوشته قابل تامل فرزاد فرزین درباره مرتضی پاشایی و حواشی پس از درگذشتش.

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

سلفی مارال بنی آدم در کنار پدر محترم. خدا پدر و دختر را برای هم نگه دارد.

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

هر جا که سخن از رونماییِ یک سالن زیبایی باشد، نام ساره بیات در آن می درخشد! در اینجا هم در کنار مریم سلطانی به افتتاحیه یک سالن آرایشی و زیبایی در شمال تهران رفته اند.

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

علیرضا حقیقی این روز ها سوگوار و در غم از دست دادن مادربزرگش است. آرزوی صبر برای خانواده حقیقی مخصوصاً دروازه بان خوشتیپ تیم ملی.

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

پژمان جمشیدی در ادامه سریال عکس های یادگاری خود با هنرمندان، به شراره فرنژاد، خواننده یا بهتر است بگوییم "همخوان" سابق گروه آریان رسید. احتمالاً نفر بعدی که پژمان عکس یادگاری خودش را با او به اشتراک خواهد گذاشت بازیگر نقش "مکزیکی" در سریال شب های برره خواهد بود.

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

عکس یادگاری نرگس محمدی و سمانه پاکدل در کنار شقایق جوزانی.

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

عکس جالب حامد بهداد در کنار برادرش حسام در دوران کودکی شان. کاملاً مشخص است حامد (سمت راست) از همان اول بچه شری بوده است!

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

گویا تازگی ها یک مدل موی جدید به سری مدل مو های جوانان اضافه شده است به نام مدل "پریشونم پریشونم پریشون" . همانطور که میبینید امیر عابدزاده هم موها را پریشون کرده است.

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

نگاه های بامزه ارشان خواجه امیری به پدرش.

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

بهرام رادان تازگی ها فاز جدیدی برداشته است و آن هم گذاشتن عکس هایش همراه با یک قطعه شعر عاشقانه است. ما چیزی نمیگوییم، خدا فقط از دل بهرام خبر دارد!

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

این هم "گل بو" خانم، دخترک مهدی مهدوی بازیکن تیم ملی والیبال کشورمان است که دارد تاب بازی می کند.

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

پریناز ایزد یار و آزاده صمدی در کنار هم. آزاده جان یک سالی میشود که کلیپس از مد افتاده، لطفاً کمی آپدیت باش!

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

در چند روز اخیر پدیده ای جدید و بسیار عجیب در اینستاگرام هنرمندان ما را کلافه کرده بود و آن هم صفحه ای بود که شماره تلفن هنرمندان و چهره ها را به قیمت های گزاف به مردم می فروخت و نکته جالبتر اینجاست که خیلی هم خریدار و مشتری داشت! واکنش عمو پورنگ را به این موضوع در عکس زیر می بینید. فقط یک سوال از آقای فرضیایی عزیز، این قضیه چه ربطی به مرتضی پاشایی دارد که وسط می کشیدش؟!

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

عکس یادگاری مهتاب کرامتی و جناب آقای اسب که انصافاً اسب زیبایی است. فقط یک گلایه از گرافیست محترم این عکس که چرا انقدر زمینه رنگ سبز را در عکس بالا برده است؟ احتمالاً هدفش تبدیل کردن زمین خاکی به زمین چمن بوده و این موضوع که لباس و پوست خانم کرامتی علناً سبز شده اند، برایش هیچ اهمیتی نداشته!

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

با آرزوی سلامتی برای امید حاجیلی عزیز.

به متن عکس رجوع کنید.

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

سلفی خاطره اسدی. خاطره خانم فکر نکند که ما نفهمیدیم پشت فرمان سلفی گرفته! از داخل عینکش همه چیز مشخص است!

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

گویا اشکان خطیبی خودش را با شمایل جدیدش ندیده بود که اینجوری شوکه شده است!

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

جنبش ریش و سبیل در بین والیبالیست های تیم ملی کشورمان ادامه دارد. در اینجا هم محمد موسوی و فرهاد قائمی پیوستن خود را به این جنبش اعلام کردند.

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

سلفی شهاب عباسی و سیاوش مفیدی و سایر دوستان در پشت صحنه شکر آباد.

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

سلفی مجید یاسر و فرهاد قائمیان در پشت صحنه فیلم جدیدشان. امیدواریم این ظاهر ریش سپید آقای قائمیان مربوط به گریمشان باشد.

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

این هم سلفی آینده دار های تیم ملی، سروش رفیعی و علیرضا جهانبخش. علیرضا در تمام عکس هایش در اینستاگرام اسمش را بزرگ در بالای عکس می نویسد تا کسی کپی نکند. به این می گویند "کپی رایت اجباری"!

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

این هم عکس بدون شرح لاله صبوری در کنار شعری از خودش. سکوت میکنیم.

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

عماد طالبزاده و آقا "ساتیار"، پسر چند روزه اش. عماد جان انشاالله قدمش خیر باشد و مجوز بگیری.

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

زهرا اشراقی، نوه امام خمینی (ره) با این پست برای غلامحسین مطلومی که این روز ها اوضاع مساعدی ندارد، آرزوی سلامتی کرد.

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

الهام خانم حمیدی در یک همایش منتظر فرارسیدن نوبت سخنرانی اش است.

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

تولد ملیکای عزیز فقط بر "آبانی ها" مبارک باشد. متولدین بقیه ماه های سال بیخودی زور نزنند، بر آن ها مبارک نیست!

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

سلفی پژمان بازغی و نفس خانم، دختر گل بابا که هیچ گاه پدر را در سلفی هایش تنها نمی گذارد.

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

این هم عکس آتلیه ای هومن خان برق نورد و همسر محترم.

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

عکسی زیبا از یک طبیعت در سیدنی استرالیا که علی پهلوان چند پیکسلی از عکس را اشغال کرده است!

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

توضیحات خود الناز شاکردوست زیر عکس کافی و کامل است فقط اضافه می کنیم که الناز خانم کسی نگفته بود خدای نکرده پرچم دخترا پایین است! مگر کسی جرئتش را دارد اصلاً!

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

اصغر فرهادی که به عیادت یکی از قربانیان اسید پاشی رفته بود، با گذاشتن این عکس، طی یک اقدام آوانگاردانه داستان اسیدپاشی را که در شبکه های اجتماعی به فراموشی سپرده شده بود را دوباره داغ کرد.

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

امیدواریم این عکس به دست مسئولین حمایت از حقوق حیوانات نرسد! رضا صادقی هم خیلی شیک در حال عکاسی از قتل خرگوش بیچاره به دست تیارا خانم است!

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

سلفی هنرمندان در پشت صحنه یک فیلم. پارسا پیروزفر، پگاه آهنگرانی و ستاره اسکندری در عکس حضور دارند.

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

عکسی خاطره انگیز که مازیار فلاحی و زنده یاد مرتضی پاشایی را در باشگاه سپک تاکرا نشان می دهد. هنوز زود است که رفتن مرتضی را باور کنیم.

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

ماجرای درگذشت مرتضی پاشایی هم یک موقعیت مناسب برای عکس های فیسبوکی و اینستاگرامی برخی چهره ها ایجاد کرده بود. از تجمع جلوی بیمارستان گرفته تا تشییع پیکرش و مراسم ختمش. همیشه و همه جا سلفی و کسب فالوئر اهمیت قابل توجهی دارد.

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

عکس یادگاری مهدی یراحی و احسان علیخانی که در کنار دوست عزیزشان.

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

عکس یادگاری مهدی پاکدل و مجسمه چارلی چاپلین که از آلبوم سفرهای خود به آمریکا انتخاب کرده است.

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20

خاص ترین چهره در مراسم ختم مرتضی پاشایی، کسی نبود جز حبیب. آقای بنفشه خواه عزیز هم در مراسم شرکت کرده بود. ایرج نوذری هم آن پشت به دوربین خیره شده است!

عکس هنرمندان مشهور در شبکه های اجتماعی سری 20


نویسنده: امیر شمسایی | یکشنبه 2 آذر1393 - 8:52

یک مرد آمریکایی به مناسبت تولد همسرش 23 هنرمند را برای کشیدن تصاویر همسر و پسر هشت ماهه اش به کار گرفت و تصاویر آنها را در اتاقشان نصب نمود. این مرد آمریکایی از اهالی شهر شیکاگو در ایالت النینوی است، با این کار تلاش کرد تا محبتش به همسر و فرزند خردسالش را نشان دهد. از این رو، بدون اطلاع همسر و فرزندش، دهها عکس از آنها تهیه کرده و به کمک 23 هنرمند شمار زیادی از این تصاویر را به تابلوهای هنری تبدیل کرد.

ابتکار متفاوت یک مرد برای تولد همسرش +تصاویر

ابتکار متفاوت یک مرد برای تولد همسرش +تصاویر

ابتکار متفاوت یک مرد برای تولد همسرش +تصاویر


نویسنده: امیر شمسایی | یکشنبه 2 آذر1393 - 8:49

اس ام اس های تیکه دار و مفهومی

عاقبت به این نتیجه می رسیم که حضورِ بعضی انسانها در زندگی ما آنقدر پوچ و بی معنا بوده

که جای خالی آنها را فقط همین نبودنشان پر میکند !

.....................

بیشتر از آنچه سزاوارش باشم بهم صدمه زدی

فقط به این خاطر که بیشتر از آنچه سزاوارش باشی عاشقت بودم !

....................

دوست داشتن دلهای بزرگ لیاقت میخواهد، چیزی که تو نداشتی بی لیاقت من !

.................

هرچند بی حد تو رو میخواستم اما باز تو در حد من نبودی !

......................

یکی “بهتر از من” پیدا کرد درحالیکه به “صدتا بهتر از اون” گفتم : “یکی دارم” !

...........................

فکر کردم عاشقم شدی

بعد ها فهمیدم تاب تاب دلم را شنیدی ، ذوق کردی ، فکر بازی به سرت زد …

.....................

تا آخر عمر درگیرم خواهی بود

انکار نکن ؛ مقایسه تو را از پای در می آورد !

.....................

ﺗﻌﺠﺐ ﻧﮑﻦ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﻫﻨﻮﺯ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺖ ﻧﮑﺮﺩﻡ

ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺸﻮﻧﻮ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﯿﮑﻨﻦ ، ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ !!!

.....................

تو دروغگو نیستی، من حواسم پرت است

گفته بودی دوستم داری بی اندازه اما خوب که فکر می کنم تازه می فهمم بی اندازه یعنی چه!

......................

وقتی کسی پشت سرت حرف میزنه 2حالت بیشتر نداره :

یا میخوان جات باشن نمیتونن

یا میخوان بات باشن نمیتونن !

..................

یه سری هم هستن ، نه تنها آدم با اونا “ما” نمیشه ، بلکه از “من” بودنم میفته !

......................

دلم که از کسی بگیرد پاک میکنم

گاه اشتباهش را ، گاه خودش را !

................

سیاه لشکری بودم در عشق تو و فک می کردم بازیگر نقش اولم؛ افسوس …

..................

کاش به جای دلم ، دستم را میشکستی که نمک نداشت !

...................

لیاقت خیلی مهمه ولی گاهی ما با احساساتمون لیاقتهای دیگران رو نادیده میگیریم

و اجازه میدیم خودشونو بیشتر از اونی که هستن حس کنن !

..................

بدی آدم نمک نشناس اینه که وقتی یاد کارایی که براش کردی میوفتی

به خودت بیشتر فحش میدی تا اون !

....................

کاش میشد آدمارو مثل اسکناس جلو نور گرفت و واقعی هاشو تشخیص داد !

....................

ﻫﻤﻪ ﺍﺧﻄﺎﺭﻫﺎ “ﺯﻧﮓ” ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ

ﮔﺎﻫﯽ “ﺳﮑﻮﺕ” ﺁﺧﺮﯾﻦ “ﺍﺧﻄﺎﺭ” ﺍﺳﺖ !

........................

اونی که واسه تو ادعا میکنه واسه با ما بودن دعا میکنه، بـــــله !

.................

یادت باشه موندنی با لگدم می مونه و رفتنی با التماسم نمی مونه !

...................

بعضی ها رو باید مثل آشغال دور انداخت

ولی انقدر معرفت داریم که اونارو می بوسیم و کنار میذاریم !

....................

ﺁﺭﻩ ، ﻣﻦ ﺳﺮﺩﻡ ﻭ ﻣﻐﺮﻭﺭ ﭼﻮﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺧﻮﺩﻣﻮ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﮐﺴﺎﯾﯽ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ توی ﻓﺮﺩﺍﯼ ﻣﻦ نیستن!

..................

نه عزیز من ، آنهایی که عاشقت شده اند اعصابم را خرد نمی کنند!

اعتماد به نفسم را بالا می برند!

.....................

برای بعضی آدما باید مثل قسمت سرد بالش باشی !

سرد که باشی دوسِت دارن …

...........

ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺍﮔﻪ ﺑﺨﻮﺍﻡ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﻮ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ، ﺷﻤﺎ ﭘﯿﺎﻡ ﺑﺎﺯﺭگاﻧﯽ ﻭﺳﻄﺸﻢ ﻧﻤﯿﺸﯽ !

................

راه بدی را انتخاب کرده بودم برای نگه داشتنت

صداقت ؛ مهربانی ؛ زیاد به “تو” توجه داشتن و خیلی حماقت های دیگر …

این روزها هرچه خائن تر باشی، دوست داشتنی تری !

.....................

ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻋﻮﺽ ﻧﻤﯿﺸﻦ ﻓﻘﻂ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﺧﻮﺩ ﻭﺍﻗﻌﯿﺸﻮنو ﻧﺸﻮﻥ ﻣﯿﺪﻥ!

..................


نویسنده: امیر شمسایی | یکشنبه 2 آذر1393 - 8:49

«هیما»؛ اسمی که با وجود آهنگ خوشایندش با تعجب شنونده ها روبه رو می شود. علی کریمی نام دخترش را «هیما» گذاشته و از آنجاکه خودش هم حدس می زده کمتر شنونده ای با این واژه آشنا باشد، در صفحه اش در یکی از شبکه های اجتماعی، معنای آن را هم شرح داده است. کریمی اولین چهره ای نیست که نامی کمتر شنیده شده را برای فرزندش انتخاب می کند. پیش از او شقایق دهقان با انتخاب نام «نویا» و پژمان نوری با انتخاب اسم «پرشان» به خاص بودن نام فرزندشان تمایل نشان داده بودند.

انتخاب اسم برای بچه ها به سبک ستاره ها

پایبندی به اسم های آشنا، زنده کردن واژه های ایرانی در نامگذاری، ارادت به چهره های مذهبی و تاریخی و ... همه راه هایی برای انتخاب اسم هستند. شما کدام یک از این راه ها را انتخاب می کنید و وقتی کسی را «هیما» صدا می کنید یا اینکه او را «امیر» می نامید، چه قضاوتی در ذهن تان شکل می گیرد؟

انتخاب اسم برای بچه ها به سبک ستاره ها

هم وزن ها رابررسی کنید

آهنگ اسم اولین چیزی است که توجه را جلب می کند. اسمی که هم وزن و هم آهنگ با کلمات منفی باشد، نمی تواند گزینه خوبی برای نامیدن فرزندتان به حساب بیاید. اگر در اولین لحظه شنیدن یک اسم، هم قافیه ای بد معنی یا ناخوشایند برایش به ذهن تان آمد، آن را از چرخه نام های انتخابی تان حذف کنید.

انتخاب اسم برای بچه ها به سبک ستاره ها

«نورا» نام دختر علی دایی است. نظرتان چیست. هم خوش آهنگ است و هم آسان تلفظ می شود. گذشته از اینکه به آسانی نمی توان هم قافیه بدمعنای رایجی را برایش پیدا کرد، معنای خوبی هم دارد و احساس ناخوشایندی در شنونده ایجاد نمی کند.

معما طرح نکنید

آیا طاقتش را دارید که همه با شنیدن نام کودک تان بگویند یعنی چه؟ شاید فکر کنید پرسیدن این سؤال اهمیتی ندارد اما وقتی به دنیای مادران پا می گذارید، تکرار چنین سؤالی می تواند در ذهن شما این جملات را تداعی کند که «مطمئنی درست انتخاب کرده ای؟»، «نمی شد اسم قابل درک تری روی فرزندت بگذاری؟» و ... اما درک معنای اسم هایی که از ترکیب کلمات ایرانی و غیر ایرانی انتخاب شده اند، اغلب برای همه دشوار است پس سراغ نامی بروید که کمترین سؤال را در ذهن فرد مقابل تان ایجاد می کند. باور کنید مدام پاسخ دادن به این سؤال ها اعتماد به نفس شما را تضعیف می کند.

مراقب واکنش های منفی باشید

شما نمی توانید هنگام نامگذاری فرزندتان همه را راضی نگه دارید و دلیلی هم برای این کار وجود ندارد. اما نامی را انتخاب کنید که برای برگزیدنش به اندازه کافی دلیل داشته باشید. احساس خوب شما نسبت به نام فرزندتان از هر چیزی مهم تر است و این احساس را نه تنها معنا و آهنگ اسم بلکه حتی دیدن شخصیتی جذاب و فهیم با آن نام می تواند در شما ایجاد کند.

انتخاب اسم برای بچه ها به سبک ستاره ها

آماده دیدن واکنش های متفاوت از طرف کسانی که نام فرزندتان را می شنوند، باشید. برخی ممکن است حسابی هیجان زده شوند و برخی ممکن است با زبان بدن و حتی کلمات شان به شما بفهمانند که از این نام خوش شان نیامده است.

شاید اگر در آغاز کسی «نفس» نام فرزند پژمان بازغی را می شنید، کمی تعجب می کرد اما این اسم در سال های اخیر جای ویژه ای در میان اسامی ایرانی باز کرده و بیشتر از قبل ایرانی ها به نفس نامیدن فرزندشان تمایل نشان می دهند.

شهر را خبر نکنید

اگر بخواهید از همان ابتدا با کمک تمام کسانی که می شناسید نام فرزندتان را انتخاب کنید، خیلی زود ناامید خواهید شد چراکه آدم ها سلایق متفاوتی دارند و شاید با واکنش های متفاوت شان شما را گیج کنند. ممکن است در همان زمان شنیدن یک نام خوب آن را با دیگران قسمت کنید اما توصیه می کنیم کسانی که احساس می کنید انرژی منفی با نام مورد علاقه تان می فرستند را تا زمان تولد در جریان قرار ندهید.

با همسرتان فهرستی از اسم های مورد علاقه تان را بنویسید. نام هایی که فرد مقابل به هیچ وجه حاضر به پذیرفتن شان نمی شود را خط بزنید. زمانی که حسابی فهرست نام های مورد علاقه تان را خلاصه کردید، می توانید از دیگران هم در مورد آنها نظر بپرسید.

آرزوهای تان را اسم کنید

دوست دارید دیگران چطور به او نگاه کنند؟ مثل سرو پایدار و سربلند؟ پس اسمش را «سروین» بگذارید یا مثل کوه مقاوم و استوار؟ پس اسمش را «دنا» بگذارید. شاید از میان نام هایی که فرزندتان با آن صدا می شود، شخصیت و آینده او ارتباط کاملی وجود نداشته باشد اما باور کنید کسی که هر روز «آرامش» خطاب می شود، به احتمال بیشتری این صفت را در خود تقویت می کند. حالا در نظر بگیرید که نام کسی را «دختر بس» بگذارند. قطعا افسردگی و بی میلی والدینش از به دنیا آمدن او تا ابد با او خواهد ماند.

انتخاب اسم برای بچه ها به سبک ستاره ها

جواد رضویان که نام دخترش را «ملودی» گذاشته، احتمالا آرزو داشته نغمه و موسیقی همراه همیشگی فرزندش باشد. ملودی اگر واقعا همراه زندگی صاحبش باشد، می تواند آینده شیرینی را برایش رقم بزند.

کار را سخت نکنید

اسم هایی که به راحتی تلفظ نمی شوند، طرفدارهای زیادی ندارند. شخصیت لورل و هاردی یادتان هست؟ اگر «لورل» یک اسم فارسی بود چه اتفاقی می افتاد؟ برای ما ایرانی ها کار خیلی سختی است که «ل» و «ر» را در یک کلمه تلفظ کنیم، پس هنگام نامگذاری به این توجه کنید که ادای نام فرزند شما برای همکلاسی های مهد، دوستان دانشگاه و حتی پیرزن های فامیل تا چه اندازه دشوار است.

نام یکی از فرزندان بهزاد فراهانی « آذرخش» است. به نظرتان تلفظ این اسم برای همبازی های کودکستان او دشوار نبوده؟ نمی خواهیم سخت بگیریم اما هر کودکی دوست دارد همبازی هایش اسمش را درست و کامل تلفظ کنند.

فرزندتان را قربانی خاطره ها نکنید

بسیاری از افراد دوست دارند نام اسطوره ها را روی فرزندشان بگذارند اما مراقب باشید سلیقه خودتان و اقتضای زمان را به خاطر احترام به این شخصیت ها یا اجدادی که به آنها ارادت دارید فراموش نکنید.

می توانید برای انتخاب اسم به وب سایت هایی هم که نام ها را دسته بندی کرده اند سری بزنید. این وب سایت ها نام ها را با معنای شان در اختیارتان قرار می دهند. مدتی پیش سایت ثبت احوال هم در صفحه www.sabteahval.ir/default-65.aspx در پاسخ به جست وجوی یک نام، گذشته از معنای آن، فراوانی اش در کشور را هم مشخص می کرد اما این روزها تنها می توانید در این سایت به دنبال معنای اسم انتخابی تان بگردید.

اگر نام دلخواه تان را در وب سایت ثبت احوال پیدا نکردید، می توانید از سایت های names.www. ninipage .com .وnininam.com کمک بگیرید. یک جست وجوی ساده اینترنتی می تواند سایت های بسیار دیگری را هم پیش روی تان بگذارد تا انتخاب نام برای شما آسان تر شود.

آینده را پیش بینی کنید

قطعا هر کسی از داشتن فرزندی توانمند و صاحب قدرت خوشحال می شود. اما اگر با چنین انگیزه ای می خواهید نام فرزندتان را «قدرت» بگذارید، احتمالات را هم در نظر بگیرید. اگر نوزاد شما به جوانی با قد یک متر و 60 سانتی متر با استخوان بندی بسیار ظریف تبدیل شد، چه؟ دیگران از خطاب کردن او با نام «قدرت» تعجب نخواهند کرد و این تضاد را دستاویزی برای مسخره کردن او قرار نخواهند داد؟

انتخاب اسم برای بچه ها به سبک ستاره ها

انگار مسعود کیمیایی توانایی پیش بینی آینده را داشته و می دانسته پسری که قرار است «پولاد» نام بگیرد، در ظاهر و حتی لحن صحبت کردن هم محکم و پولادین به نظر خواهد رسید.

دوست دارید تک باشد؟

شقایق دهقان و مهراب قاسم خانی اسمی کمتر شنیده شده را برای فرزندشان انتخاب کرده اند که البته خوش آهنگ است و آسان هم تلفظ می شود. قطعا این زوج هنرمند آماده پاسخ دادن به سؤالات همراه با تعجب شنوندگان بوده اند. «نویان» نام فرزند این دو چهره است که در برخی فرهنگ ها نمی توانید پیدایش کنید و در برخی فرهنگ ها معنای «شاهزاده» و «امیر سپاه» را مقابلش نوشته اند.

انتخاب اسم برای بچه ها به سبک ستاره ها

نامی مثل نویان را زیاد نشنیده اید. انتخاب چنین اسمی روی کودک می تواند در میان بچه های دیگر او را متمایز کند و حتی توجه همکلاسی ها را به او جلب کند؛ اما احتمالا این زوج واکنش های سرشار از تعجب اطرافیان شان را هم کم مشاهده نکرده اند.

وقت را تلف نکنید

برای انتخاب نام فرزندتان نگذارید دیر شود. سه ماهه دوم بارداری بهترین زمان برای انتخاب اسم است. در این زمان هم جنسیت فرزندتان مشخص شده و هم تا اندازه زیادی خطر از دست دادن بارداری را پشت سر گذاشته اید. حالا می توانید جست وجوی تان برای انتخاب اسم را شروع کنید.

اما وقت نهایی کردن نام، سه ماهه سوم است. در این دوره تحقیقات تان را کامل کرده اید و احتمال پشیمان شدن از نامی که برگزیده اید کمتر است. گذشته از این، بپذیرید فرزند شما تنها یک نام خواهد داشت و از میان صدها و هزاران اسم قشنگی که به ذهن تان می رسد، تنها حق انتخاب یکی را دارید پس وسواس به خرج ندهید.

آماده پاسخ دادن باشید

اگر اسم ناآشنا و غیرمعمولی را برای فرزندتان انتخاب کرده اید، باید آمادگی روبه رو شدن با واکنش های غیرمعمول را هم داشته باشید. شاید بهتر باشد پیش از گفتن اسم به دیگران این جمله را هم اضافه کنید که «می دانیم این اسم غیرمعمول است و ممکن است در آغاز به زبان آوردنش برای دیگران دشوار باشد اما ما دوستش داریم و تصمیم گرفته ایم آن را روی فرزندمان بگذاریم.» مطمئن باشید آدم هایی که شما را به باد انتقاد بگیرند و سرزنش تان کنند کم نخواهند بود اما با آنها وارد مبارزه کلامی نشوید و برای قانع کردن شان تلاش نکنید. کافی است بگویید، «ما این اسم را دوست داریم و آرزو می کنیم فرزندمان هم دوستش داشته باشد. پس لطفا انرژی منفی نفرستید و به انتخاب ما احترام بگذارید!»

مذهبی ها پرطرفدارترند

اسم های مذهبی، هنوز بیشترین طرفدارها را دارند. فاطمه در سال 92، نام 47هزار و 140 نوزاد تازه متولد شده بوده و بعد از آن زهرا با 29هزار و 51 نفر، بیشترین فراوانی نام را داشته است. اسامی نازنین زهرا، یسنا و ریحانه هم در درجه های بعدی قرار داشته اند. وقتی فهرست نام های دخترانه پرطرفدار را نگاه می کنیم، «ستایش» در ردیف هشتم قرار داشته و در سال 92، 84هزار و 436 کودک به این نام خوانده شده اند.

شاید اگر در آغاز کسی «نفس» نام فرزند پژمان بازغی را می شنید، کمی تعجب می کرد اما این اسم در سال های اخیر جای ویژه ای در میان اسامی ایرانی باز کرده و بیشتر از قبل ایرانی ها به نفس نامیدن فرزندشان تمایل نشان می دهند.

مهدی مهدوی کیا ترجیح داده نام فارسی «عسل» را برای دخترش انتخاب کند و علی پروین هم نام «لادن» را روی دخترش گذاشته است. شما کدام یک را ترجیح می دهید؟ اسم های پرطرفدار فهرست ثبت احوال یا نام های ایرانی که سال هاست کمتر شنیده شده اند.

اسم های ایرانی در آخر جدول

در میان اسامی پسرانه، امیرعلی با فراوانی 36هزار و 800 مورد پرطرفدارترین بوده و بعد از آن اسم های امیرحسین، ابوالفضل، محمدطاها، محمد و علی پرطرفدار بوده اند. در این فهرست هم اولین نام ایرانی که به چشم می خورد «کیان» است که در رتبه بیست و پنجم قرار دارد و 6هزار و 356 نوزاد با آن نامیده شده اند.

انتخاب اسامی مذهبی و نام پیامبران و امامان وابسته به گذر زمان نیست. هنوز هم نه تنها در دیگر کشورهای اسلامی که در کشور ما هم این شیوه نام گزینی، پرطرفدارترین شیوه انتخاب اسم است. امیرحسین صادقی، فوتبالیستی است که از این شیوه کمک گرفته و نام پسرش را امیرمهدی گذاشته است.


نویسنده: امیر شمسایی | یکشنبه 2 آذر1393 - 8:48

به دنبال درج مطلبی از طرف «هانیه توسلی» در اینستاگرامش درباره درگذشت زنده یاد پاشایی امروز نیز ارسال کامت های توهین آمیز و بعضا رکیک متاسفانه کماکان ادامه داشت تا هانیه توسلی مجبور شد پست مربوط به مرتضی پاشایی را پاک کند.

اما ظاهرا این کار جوابگو نبود و کامنت گذاران خشمگین زیر پست های دیگر این بازیگر شروع به فحاشی کردند و هانیه توسلی این بار مجبور شد برای فیصله دادن به این غائله، اینستاگرام اش را ببندد. ساعتی بعد وی درباره چرایی بستن ایسنتاگرام اش، پستی را منتشر کرد که در ادامه می خوانید:

«بعد از فوت مرحوم پاشایی، اکثر کامنت هایی که در اینستاگرام برای من می گذاشتند تقاضاهای بعضن توهین آمیز و تند برای پست کردن یک مطلب در مورد مرتضی پاشایی و تسلیت درگذشت ایشان بود. یک پست توضیحی گذاشتم (که متنش موجود است) و ضمن ابراز تاسف و همدردی، گفتم با مرتضی پاشایی و کارهای شان آشنا نبوده ام و بعد هم که گوش کرده ام، فهمیده ام موسیقی ایشان سلیقه ی من نبوده، و از طرف دیگر تسلیت عمومی گفتن را دوست ندارم. از همان جا بود که کامنت های اهانت آمیز شروع شد.

بیش و پیش از آن که شخصن از این موج اهانت به راه افتاده ناراحت شوم، برای فرهنگ عمومی مردم هموطنم تاسف خوردم و البته برای مرتضی پاشایی مرحوم که این چنین طرفدارانی داشته. این موج های اهانت از منظر شخصی یک داستان گذراست اما اگر در مقیاس بزرگتر به آن نگاه کنیم متوجه عمق فاجعه خواهیم شد. این که چرا تعداد زیادی از مردم، چنین نفرت و خشمی را در خود حمل می کنند و ادبیات شان این قدر سخیف و نازل است، دل آدم را به درد می آورد، اما به نظرم روان شناسان اجتماعی می توانند تحلیلی ارائه کنند از چرایی اتفاقات این چنینی و این «مد» جدید و هولناک دنیای مجازی که هربار به هر بهانه به یک نفر می تازند، بی آن که توهین ها ارتباط چندانی با موضوع اصلی داشته باشد. نمونه اش را سال گذشته در مورد مسی و موارد مشابه دیده بودیم.

تصمیم گرفتم که صفحه ی اینستاگرام عمومی خودم را ببندم و یک صفحه ی شخصی برای دوستان نزدیک داشته باشم. دلیلش هم راستش اهانت ها نیست. آدمیزاد از خنجری که نبُرد زخم نمی خورد. من هم که نه بی احترامی کرده بودم و نه اهانتی، اصلن این حرف ها را به خودم نگرفتم که بخواهم شخصن دلگیر شوم. ناراحتی من ناراحتی عمومی از وجود و رشد این فرهنگ نازل است. درواقع بعد از این ماجرا، از مردم ناامید شدم.

به هرحال این اتفاق، هدف من را از ایجاد یک صفحه ی عمومی، زیرسوال برد و به همین خاطر صفحه را به طور کلی پاک کردم. هدف من ارتباط بیشتر و نزدیک تر با عزیزانی بوده که همیشه چه در فضای مجازی و چه بیرون، به من لطف داشته اند. اما روزی که گذشت به من نشان داد که دیگر این راه ارتباطی «کار نمی کند» به اصطلاح.

وقتی آن فضایی که به طور معمول فضای آرامی بوده برای ثبت لحظه ها یا معرفی کتاب و ...، الان تبدیل به نوعی میدان جنگ شده، ترجیح می دهم که عرصه را برای توهین بیشتر به خودم، به مرتضی پاشایی مرحوم، و به عزیزانی که به من لطف دارند باز نگذارم. معرفی کتاب و فیلم را همچنان دوست دارم، و اگر صفحه ی عمومی برای این کار باز کردم، همین جا اعلام می کنم و الان هیچ صفحه ی عمومی در اینستاگرام ندارم. در نهایت امیدوارم روزی برسد که سطح فرهنگ مردم مایه ی افتخار باشد، نه شرم و خجالت.»


نویسنده: امیر شمسایی | یکشنبه 2 آذر1393 - 8:47

مریم قاسمی که به عنوان طراح لباس و استایلیست مرتضی پاشایی با او و گروه موسیقی اش همکاری می کرد، از آشنایی با او، همکاری مشترک شان و آخرین روزهای مرتضی می گوید:

رابطه و آشنایی ما برمی گردد به 17 سال قبل، یعنی دوستی مرتضی پاشایی با برادرم. اما همکاری و آشنایی نزدیک تر حدود 5 سال است که بین ما به وجود آمده.

به خاطر می آوردم روزی برادرم در منزل جشن تولد گرفته بود، گفت یکی از دوستانم را هم دعوت کرده ام که صدای بسیار زیبایی دارد. آن دوست مرتضی پاشایی بود؛ او به خانه ما آمد و به افتخار برادرم ترانه ای با ساز خواند و اجرا کرد و همه مهمان ها با هیجان او را تشویق کردند و از اجرای زیبایش لذت بردند.

همانجا به او گفتم که من مطمئنم شما به جاهای خیلی خوبی می رسید. از آن شب به بعد مرتضی پاشایی را ندیدم تا چند سال بعد که قطعه «یکی هست» را منتشر کرد و من برای تبریک به ایشان پیامی دادم «که یادتان هست که گفتم موفق می شوید؟» همان موقع بعد از کمی گفتگو مرتضی به من گفت که این روزها در حال جمع کردن یک گروه و تدارک دیدن کنسرت هستم و می خواهم از شما برای طراحی لباس هایم کمک بگیرم، چون می دانست که من در این زمینه فعالیت می کنم و من پیشنهادش را قبول کردم و همکاری نزدیک ما آغاز شد.

اوایل اجراها زیاد نبود اما مطمئنم بودم که مرتضی ستاره درخشانی خواهد شد. از آنجایی که قبلا ویولن می زدم کمی گوش موسیقی داشتم و حس می کردم که صدای زیبایش مورد توجه قرار می گیرد. برای طراحی لباس کارم را آغاز کردم، می دانستم که علاقه زیادی به یکی از خوانندگان پاپ معروف دنیا دارد، برای همین در کارهایم فاکتورهایی را در نظر می گرفتم که شبیه ستاره مورد علاقه اش باشد.

من از مرتضی خواهش کردم که فرم موهایش را تغییر بدهد. اصلا دلش نمی خواست این کار را انجام دهد و موهایش را کوتاه کند، ولی با اصرار من قبول کرد. تا دو ساعت اول بعد از کوتاهی، خودش از دیدن چهره اش در آیینه شوکه شده بود، اما بعد به این نتیجه رسید که ای کاش زودتر این کار را می کردم. به خصوص وقتی واکنش دیگران را می دید که همه تایید می کردند و می گفتند چقدر با موی کوتاه زیباتر شدی. زمان گذشت و این همکاری ادامه داشت.

گاهی مرتضی معده درد شدید می گرفت و همین امر باعث شد که تصمیم بگیرد سراغ دکتری برود و آزمایش و عکسی تهیه کند. تا آن روز کذایی که معده درد شدیدی گرفت.

این بار خیلی بدتر از دفعات قبل بود و به اصرار دوستان و خانواده اش برای آزمایش و ویزیت پیش دکتر رفت و متوجه شدند که توموری در معده اوست. باز هم قضیه خیلی جدی به نظر نیامد و در تاریخ 18 آبان 92 در بیمارستان نیکان جراحی کوچکی انجام داد و به خانه آمد.

بعد از چند روز جواب آزمایش و نمونه برداری ها آماده شد. یک تیم پزشکی و روانکاو سراغ مرتضی آمدند. باورمان نمی شد که آنها پیام آور چه خبر تلخی هستند. ابتدا با او صحبت کردند و گفتند که به نظر ما تو خیلی قوی و با اراده هستی و می توانی از پس مشکل جدیدی که پیش رو داری بربیایی.

بیماری معده تو پیشرفته تر از آن چیزی است که فکر می کنی و باید مراحل درمانی آغاز شود. مرتضی به آرامی پرسید یعنی سرطان؟ و دکتر گفت سرطانِ سرطان که نه، ولی خب، تقریبا بله سرطان! شاید اسم سرطان خیلی سنگین و هولناک است اما تو با اراده می توانی به آن غلبه کنی.

چند لحظه سکوت اتاق را فرا گرفت. من و مادر مرتضی کنارش بودیم. او اتاق را ترک کرد و لحظاتی با خودش خلوت کرد.

رفتیم تا ببینیم در چه شرایطی است. آن لحظه بود که صدای گریه آرامش را شنیدم و بعد از چند دقیقه از اتاق بیرون آمد و فقط یک جمله گفت: «من نمی خواهم بمیرم.» قرار بر آغاز دوره شیمی درمانی شد و اجراهای مرتضی روز به روز بیشتر و فشرده تر می شد.

اما اصلا حاضر نبود لحظه ای موسیقی را کنار بگذارد و می گفت انرژی ای که از مردم و صحنه می گیرم مثل شیمی درمانی به درمانم کمک می کند.

**قدر ثانیه هایم را می دانم

مرتضی را از زمانی می شناختم که اصلا شناخته شده نبود، ولی این ویژگی او برای من کاملا شناخته شده و بارز بود.عشق به موسیقی، پشتکار و تواضع، بنابراین حتی سرطان هم نتوانست او را از علاقه اش جدا کند، بلکه این بیماری باعث شد که او سرعت کار و موفقیتش را بالاتر ببرد و از همه لحظاتش استفاده مفید بکند، خودش می گفت من قدر تک تک ثانیه هایم را می دانم و می دانم که این لحظات ارزشمند است.

**مرتضی قبل و بعد از شهرت

مرتضی هیچ فرقی با قبل نکرد، حتی آن دوره ای که معروف نبود همین قدر متواضع و فروتن بود. حس می کردم درست شبیه همین مثال است که درخت هر چه پر بار تر افتاده تر و سر به زیر تر. به جرات می گویم افتاده ترین آدمی که در زندگی دیدم مرتضی پاشایی بود. دلم نمی آید فعل بود را به کار ببرم. پس می گویم مهربان ترین و افتاده ترین آدم زندگی من مرتضی پاشایی است.

با همه مهربان بود و اصلا اهل غیبت و کینه ورزی و دروغ گفتن نبود. همه دوستان نزدیکش می دانند که تا چه حد شوخ طبع و پر انرژی بود، دل هیچ کس را نمی شکست حتی کسانی که اصلا از نظر راه و روش و شیوه و تفکر زندگی با او همخوانی و همفکری نداشتند. با آنها هم به روش خودشان برخورد می کرد و به این تفاوت عقیده و سلیقه احترام می گذاشت. حس می کنم او با همه فرق داشت.

**روند کاری او بعد از سرطان و تغییر رفتارش

به نظرم مراقب بود تا مبادا کسی را برنجاند، البته قبلا هم هرگز این کار را نمی کرد، اما مراقبتش بیشتر شده بود. همیشه می گفت من اصلا به مرگ فکر نمی کنم. تا لحظات آخر به برنامه اجراهایش فکر می کرد. اول از همه ملودی ها را از پشت تلفن برایم می گذاشت و گوش می دادم و به نظر افراد نزدیک زندگی اش توجه می کرد و اهمیت می داد.

**تغیر استایل و کلاه و...

همیشه به ست بودن لباس هایش توجه می کردم، چون ظاهر برایش بسیار مهم بود. این به این معنی است که او آراستگی را دوست داشت و از طرح لباس های مایکل جکسون هم ایده می گرفتم و به نظرم می آمد که باید فرم لباس هایش با لقبش همخوانی داشته باشد. مرتضی لایق و شایسته واژه امپراتور است.

**تغییر استایل بعد از بیماری

چون برایش ظاهر بسیار مهم بود، وقتی که موهایش را به خاطر شیمی درمانی از دست داد، گفت که می خواهم کلاه سرم کنم. پس کلاه باید به بقیه لباس هایش می آمد و همین امر باعث شد تا یک تغییر اساسی در تهیه و طراحی لباس ها به وجود بیاید.

همین جا باید بگویم مرتضی که تا این حد ظاهرش را آراسته می کرد و دلش نمی خواست مردم او را با چهره پریشان و بیمار ببینند و حتی وقتی پرستارها به اتاقش می آمدند عینکش را می زد، حال یک فرد بی معرفت و از خدا بی خبر می آید و در آن حال دلخراش از مرتضی فیلم و عکس می گیرد. من آن فیلم را ندیده ام و هرگز نمی بخشیم کسی را که چنین بی رحمی ای در حق مرتضی کرد...

**احساس کلاه و عینک

مدام سوال می کرد بچه ها ظاهرم بد نیست، همه ما می گفتیم نه، با موی کوتاه و کت آبی خیلی هم خوش تیپ هستی، آن زمان شایعه سرطان او بسیار پیچیده بود و مرتضی خودش دوست نداشت کسی علت تغییر استایل و نام بیماری را بداند.

ناراحت می شد و غصه می خورد و حتی به خود شما گفت با یک گفتگو مطلبی بنویس که در آن اشاره ای به کلمه سرطان نشود، اما هوادارانم بدانند که من بیماری پیشرفته معده دارم و قاعدتا تحت درمانم. چون این شایعه ها انرژی من را می گیرد، وقتی که از خواب بیدار می شوم و مادرم یا دوستی با صدای لرزان به من زنگ می زند و تا گوشی را برمی دارم با گریه می پرسد مرتضی زنده ای؟ هم خودم شوکه می شوم و هم عزیزانم آسیب می بینند، اما وقتی که این شایعات بیشتر شد دیگر به آنها اهمیت نداد و با انرژی بیشتر کارش را ادامه داد.

این اواخر با خنده می گفت آنقدر شایعه مرگ مرا منتشر کرده اند که اگر این بار واقعا بمیرم یک نفر هم برای خاکسپاری من نمی آید و همه می گویند باز هم شایعه است.

**علایق مرتضی

اول موسیقی، موسیقی، موسیقی و بعد همیشه می گفت من عاشق غذا خوردن هستم، البته این اواخر از خوردن هر غذایی محروم شد، غذای خانگی را به شدت دوست داشت، اما روزهای آخر ناچار بود که از طریق سرم و دارو نیازهای بدنش را تامین کند.

**به دنبال معجزه

نه فقط می دانست بیماری سخت است، به پیمان عیسی زاده سرپرست گروه و دوستش اعتماد کامل داشت و تمام مدارکش را به او سپرد تا با دو سه تیم پزشکی در مورد بیماری و مراحل درمان صحبت کنند. پیمان با کشورهای مختلف و تیم های پزشکی زیادی مشورت کرد و همه و همه همین نظر را داشتند؛ سرطان، شیمی درمانی، زمان محدود، معجزه.

مرتضی به تیم پزشکی اش اعتماد کامل داشت اما این را می گفت که اگر کسی بیاید بگوید با هر مبلغی و در هر کجای دنیا امکان درمان تو وجود دارد، لحظه ای تامل نمی کنم و همه دارایی ام را می دهم تا این بیماری از بین برود و درمان شود.

**محبوب ترین ترانه مرتضی

روز برفی؛ بعد از اینکه در بیمارستان نیکان جراحی شد و بعد از اینکه قرار شد از بیمارستان به خانه بیاید، همه دوستان به خانه اش رفتیم برای استقبال؛ آنجا روی کامپیوتر روز برفی را که خودش خوانده بود، برای اولین بار پخش کرد.

وقتی از پشت کامپیوتر بلند شد، تقریبا هیچ کس در اتاق نبود، همه یکی یکی با گریه از اتاق بیرون رفتند اما خودش حتی قطره ای اشک نریخت. غم عجیبی در آن کار موج می زد، هیچ کس جرات نداشت حتی کلمه ای در مورد این بیماری لعنتی حرفی بزند. حال آن غم ترانه روز برفی در وجود همه ما ریشه کرده.

**خاکسپاری مرتضی

یکشنبه ساعت 7:30 شب مراسم خاکسچاری انجام شد، شنیدم که می گفتند مرتضی روز شنبه به خاک سپرده شده و مراسم یکشنبه نمادین بوده! هرگز این واقعیت ندارد. همانطور که می دانید شنبه مرتضی را از بیمارستان بهمن برای شست و شو به بهشت زهرا بردند تا روز یکشنبه جمعیت بدرقه کنندگان مرتضی بعد از تالار وحدت بدون معطلی به قطعه هنرمندان بیایند.

اما واقعا این جمعیت و این استقبال با شکوه قابل پیش بینی نبود و یکشنبه ظهر این اتفاق نیفتاد، چراکه حتی آمبولانس حاوی مرتضی نتوانست خودش را به در ورودی قطعه هنرمندان برساند و با آن وضعیت نمی شد که مراسم انجام شود، بنابراین دوباره پیکرش را به سردخانه برگرداندند و قرار بر این شد که خاکسپاری تا قبل از اذان انجام شود، اما هر چقدر صبر کردند بهشت زهرا خلوت نشد، بنابراین تا ساعت هفت و نیم شب صبر کردیم.

مادر مرتضی هرگز راضی نبودند که خاکسپاری فرزندشان انجام شود اما اطرافیان این مادر داغدیده را متقاعد کردند و به یادش آوردند که در دین اسلام هم این اتفاق قبلا افتاده و ایشان قبول کردند و ساعت هفت و نیم شب یک شب پاییزی تلخ با او وداعی ابدی کردیم و در تاریکی شب مرتضی پاشایی برای همیشه ترکمان کرد.

جا دارد که تشکر ویژه ای کنم از علی لهراسبی که یک سال زندگی مرتضی را بعد از تشخیص سرطان مدیون او هستیم، مرتضی را از این دکتر به آن دکتر می برد و ما توانستیم فرصت بیشتری برای بودن در کنار این موجود آسمانی و دوست داشتنی داشته باشیم.


نویسنده: امیر شمسایی | یکشنبه 2 آذر1393 - 8:46

شادمهر عقیلی پس از اعلام خبر درگذشت مرتضی پاشایی با انتشار متن زیر، درگذشت او را تسلیت گفت.

مرتضی رفت...درگذشت مرتضی پاشایی را از طرف خودم به جامعه هنری تسلیت می گویم و شاید به جرأت می توانم بگویم كه یكی از استعدادهای موسیقی را از دست دادیم. روحش شاد و یادش گرامی.

بغضم گرفته وقتشه ببارم چه بی هوا هوای گریه دارم...


نویسنده: امیر شمسایی | یکشنبه 2 آذر1393 - 8:45

داستان پیام قلب

دسته بندی :

جنگ جهانی اول مثل بیماری وحشتناکی، تمام دنیا رو گرفته بود.

یکی از سربازان به محض این که دید دوست تمام دوران زندگی اش در باتلاق افتاده

و در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ است از مافوقش اجازه خواست تا برای نجات دوستش برود و او را از باتلاق خارج کند.

مافوق به سرباز گفت: اگر بخواهی می توانی بروی، اما هیچ فکر کردی این کار ارزشش را دارد یا نه؟

دوستت احتمالا مرده و ممکن است تو حتی زندگی خودت را هم به خطر بیندازی

حرف های مافوق اثری نداشت، سرباز به نجات دوستش رفت.

به شکل معجزه آسایی توانست به دوستش برسد، او را روی شانه هایش کشید و به پادگان رساند

افسر مافوق به سراغ آن ها رفت، سربازی را که در باتلاق افتاده بود معاینه کرد

و با مهربانی و دلسوزی به دوستش نگاه کرد و گفت: من به تو گفتم ممکنه که ارزشش را نداشته باشه، دوستت مرده!

خود تو هم زخم های عمیق و مرگباری برداشتی سرباز در جواب گفت: قربان ارزشش را داشت

منظورت چیه که ارزشش را داشت!؟ می شه بگی؟

سرباز جواب داد: بله قربان، ارزشش را داشت، چون زمانی که به او رسیدم هنوز زنده بود

من از شنیدن چیزی که او گفت احساس رضایت قلبی می کنم.

اون گفت: جیم.... من می دونستم که تو به کمک من می آیی

نکته داستان:

خیلی وقت ها در زندگی ارزش کاری که می خواهی انجام بدی بستگی به این داره که چه طور به مساله نگاه کنی

جسارت داشته باش و هرآن چه را قلبت می گوید انجام بده اگر به پیام قلبت گوش نکنی، ممکن است بعد ها در زندگی دچار پشیمانی شوی...


نویسنده: امیر شمسایی | یکشنبه 2 آذر1393 - 8:45

جنیفر هاکولاک کیمل، از استان ساکاچوان کانادا، زمانی که در دسامبر سال پیش در تعطیلات به سر می برد، دخترش به نام "ریس" را نه هفته پیش از موعد به دنیا آورد. او گفت: ما به هر دری زدیم تا آمبولانس هوایی پیدا کنیم و به کانادا برگردیم. یک شرکت ارائه دهندۀ خدمات آمبولانس هوایی به من گفت من را در آن شرایط منتقل نمی کند و شرکتی دیگر به من گفت تنها در صورتی این کار را می کنند که تیم جراحی در پرواز حاضر باشند و باز هم به من توصیه کردند که سفر نکنم.

شش هفته بستری بودم و سپس در دهم دسامبر ریس با روش سزارین به دنیا آمد. دختر هاکولاک دو ماه بستری بود و در انتها صورتحسابی نهصد و پنجاه هزار دلاری به او و شوهرش داده شد. هاکولاک کیمل به سی بی سی گفت که شرکت بیمۀ صلیب آبی گفته است که این هزینه تحت پوشش بیمه نیست چرا که وی اذعان کرده است که از پیش به بیماری مبتلا بوده است.

هاکولاک کیمل در ماه چهارم بارداری به عفونت مثانه مبتلا شده بود که بسیار پیش از سفر باعث خونریزی وی می شد. شرکت بیمۀ صلیب آبی استدلال کرده است که عفونت مثانۀ وی باعث بالا رفتن خطر بارداری او شده بوده است. هاکولاک می گوید که چهار روز پیش از سفر، پزشکش بر روی او سونوگرافی انجام داده و به او گفته که سفرش بلامانع است. او دلیلی نمی دید که من به سفر نروم. او معتقد بود که بارداری من پایدار است.

هاکولاک اضافه می کند که زمانی که بیمۀ صلیب آبی را خریده است، فروشنده به او گفته است که به خاطر اینکه قبل از هفتۀ سی و ششم بارداری است، سفرش بلامانع است. او می گوید: به نظرم می رسید که ما همه کار را به درستی انجام داده بودیم. شرکت بیمۀ صلیب آبی در نامه ای پرداخت هزینه ها را کرد و گفت: ما امکان ارایۀ پوشش بیمه ای در مورد هزینه های پزشکی مرتبط با کودک خانم هاکولاک را نداریم. آنها اضافه کرده اند که لطفاً توجه داشته باشید که بیمۀ سفر خانم هاکولاک در نهم نوامبر 2013 منقضی شده است.

هاکولاک میگوید که هم اکنون خانواده اش بر سر دو راهی شکایت از شرکت صلیب آبی یا اعلام ورشکستگی قرار گرفته است.

زایمان یک میلیون دلاری +تصاویر

زایمان یک میلیون دلاری +تصاویر

زایمان یک میلیون دلاری +تصاویر


نویسنده: امیر شمسایی | یکشنبه 2 آذر1393 - 8:44

 
 
                                                                       دانلود

نویسنده: امیر شمسایی | شنبه 1 آذر1393 - 1:24

وصیت نامه مرتضی پاشایی که برای هوادارانش نوشته بود, منتشر شده است.

وصیت نامه مرتضی پاشایی برای هوادارانش +عکس


نویسنده: امیر شمسایی | شنبه 1 آذر1393 - 1:12

پس از آن که کودک 9 ساله ای در اثر افتادن از وسایل بازی در پارک، دچار فرو رفتن میلگرد در ناحیه پس سر شد و با حال بسیار وخیم به اورژانس مرکز آموزشی - درمانی شهید رجایی منطقه قزوین انتقال یافت، تیم پزشکی به سرپرستی علیرضا شیخی، جراح و متخصص مغز و اعصاب با انجام موفقیت آمیز عمل جراحی، از مرگ نجات یافت. شیخی با بیان اینکه حال عمومی بیمار مساعد و قابل ترخیص است، افزود: در این حادثه که میله ای به طول پنج سانتی متر در سر کودک فرو رفته بود، جدای از تلاش تیم پزشکی، لطف الهی بود که بیمار زنده ماند.

به گفته وی، در صورتی که افراد حاضر در صحنه، نسبت به خارج کردن جسم از سر کودک اقدام نمی کردند، خطر و عوارض بسیار کمتری بیمار را تهدید می کرد. شیخی از مردم خواست در صورت مواجه شدن با این گونه حوادث، اشخاص نجات دهنده، بدون حرکت دادن بیمار، جسم خارجی فرو رفته در بدن مصدوم را به هیچ عنوان خارج نکنند و موضوع را به سرعت به مراکز امدادرسان، مانند اورژانس یا آتش نشانی اطلاع دهند.

این جراح یادآور شد: اقدام به خارج کردن جسم وارد شده به بدن مصدوم، جان او را در معرض خطر مرگ یا صدمات شدید قرار خواهد داد.


نویسنده: امیر شمسایی | شنبه 1 آذر1393 - 0:13

نیم بوت زنانه Burberry

دسته بندی :

سری جدید مدل های نیم بوت زنانه از برند Burberry

 

 

نیم بوت زنانه Burberry

نیم بوت زنانه Burberry

نیم بوت زنانه Burberry

نیم بوت زنانه Burberry

نیم بوت زنانه Burberry

نیم بوت زنانه Burberry

نیم بوت زنانه Burberry

نیم بوت زنانه Burberry

نیم بوت زنانه Burberry

نیم بوت زنانه Burberry

نیم بوت زنانه Burberry

نیم بوت زنانه Burberry

نیم بوت زنانه Burberry


نویسنده: امیر شمسایی | شنبه 1 آذر1393 - 0:12

دامادی که در شب عروسی،عروس را طلاق داد در رده پربیننده ترین های سایت های جهانی در روز گذشته قرار گرفت. دامادی که در شب عروسی عروس را طلاق داد قبل از آن تصور دیگری از عروس داشت که با به هم خوردن تصوراتش و متوجه شدن نکاتی تصمیم به طلاق گرفت.

یک داماد عرب، عروس خود را در شب عروسی طلاق داد و این تصمیم بعد از دیدن عروس خانم در شب عروسی اتفاق افتاد.

زوجی که اهل شرق عربستان سعودی بودند و در شهر مدینه مراسم ازدواج خود را برگزار کرده بودند بدون شناخت و دیدن یکدیگر موافقت خود را برای ازدواج اعلام کرده بودند اما زمانی که عروس خانم صورت خود را برای گرفتن عکس یادگاری باز کرد و روبند را کنار زد داماد به یک باره متوجه شد که این آن چهره ای که او تصورش را داشت نیست و باید در همان لحظه همه چیز را تمام کند. بر اساس سنتی که در عربستان همچنان در بین بسیاری از قبایل وجود دارد عروس و داماد بدون دیدن یکدیگر با توافق ازدواج می کنند اما این بار آقای داماد در همان لحظه ی اول متوجه اشتباهش شد اما بعد از اینکه مراسم را به هم زد متوجه رفتار زشتش با عروس شد و پیامی برای عذر خواهی از رفتار نادرستش برای خانواده عروس فرستاد و عروس در جواب به این توهین گفت متاسفانه جوانان امروزی همه چیز را در زیبایی می بینند و شخصیت و رفتار همسر برایشان زیاد مهم نیست.

عروس و دامادی که شب عروسی طلاق گرفتند +عکس


نویسنده: امیر شمسایی | شنبه 1 آذر1393 - 0:12

ملیکا شریفی نیا با انتشار عکس زیر در صفحه شخصی اش نوشت:

و اينگونه بود كه لذت به دنيا آمدنمان دوچندان گشت! وقتي طبق معمول روز تولدت درست ميفته وسط فيلمبرداري و تهيه كننده ي بي نظير كار براي تو و ديگر عزيزهاي آباني همچين ضيافتي تدارك مي بينه و غرقت مي كنه در يك دنيا لذت و مهربوني و حس هاي خوب... بي نهايت ممنونم از لطف بي حدتون جناب " داهاي " عزيز واقعا انتظار همچين جشن قشنگي رو نداشتم خيلي زياد شرمنده و خوشحالم كردين :) و لازم به ذكره كه اين جشن سر صحنه ي فيلمبرداري "پانسيون دختران" در رستوران ايتاليايي "پاپل" گرفته شد و از اونجايي كه من سر پلان طبق معمول بايد غذا مي خوردم كلي از غذاهاي بي نظير اين رستوران رو امتحان كردم و اونقدرررر خوشمزه بودن كه دلم نيومد بهتون معرفيش نكنم! (غذاهاي روي ميز مربوط به جشن ما ميشه نه رستوران ) خلاصه كه خودمم برنامه ريختم در اولين فرصت خواهر قشنگمو مهمون كنم اينجا چون شك ندارم عاشق پيتزاهاش ميشه (گفتم همين جا اعلام كنم كه مهمون مني دوباره زيرش نزني كه آآآي خواهر كوچيك مهمون نمي كنه و وااااي من بزرگترم)

ملیکا شریفی نیا (زاده ۲۱ آبان ۱۳۶۵ در تهران) و فرزند آزیتا حاجیان و محمد رضا شریفی نیا است...

جشن تولد ملیکا شریفی نیا در رستوران ایتالیایی +تصاویر

جشن تولد ملیکا شریفی نیا در رستوران ایتالیایی +تصاویر

جشن تولد ملیکا شریفی نیا در رستوران ایتالیایی +تصاویر

جشن تولد ملیکا شریفی نیا در رستوران ایتالیایی +تصاویر

جشن تولد ملیکا شریفی نیا در رستوران ایتالیایی +تصاویر

جشن تولد ملیکا شریفی نیا در رستوران ایتالیایی +تصاویر


نویسنده: امیر شمسایی | شنبه 1 آذر1393 - 0:6

دختری که تصاویرش را در زیر ملاحظه می کنید تنها پنج سال دارد ولی در اینستاگرام تعداد هوادارانش با بازیگر مشهور کامرون دیاز برابری می کند! این دختر کوچولو به نام بریانا یون به لطف هواداران زیادش در تمام نقاط دنیا، زندگی خود و والدین و بردارش از یک آپارتمان کوچک به یک زندگی به سبک ستاره های هالیوودی تغییر یافته است. این دختر کوچولو هدیه های بسیار گران قیمتی به ارزش صدها و هزاران پوند از کیف دستی های لوئیز ویتن، چنل و دیگر لباس های مارک دار گرفته تا جواهرات تیفانی و همین طور انواع شیرینی و شکلات دریافت می کند.

به ندرت روزی بدون یک هدیه سورپرایز کننده سپری می شود و همه این ها به دلیل عکس های بانمکی است که مادرش از او در شبکه اجتماعی منتشر کرده است. بریانا به ویژه در میان ثروتمندان کشور امارات بسیار شناخته شده است و اولین بار آنها شاهد ویدئوهایی از یک دخترکوچولوی بامزه کره ای بودند که با کیف های مارک دار عکس انداخته بود و با خوانندگان کره ای و یا مایلی سایرس هم آوازی می کرد. پس از توجه اماراتی ها به او از شش ماه گذشته تاکنون و سپس مورد توجه قرار گرفتن در دیگر نقاط دنیا و به ویژه خاورمیانه، او بسیار مشهور شده است.

این شهرت تا آنجا پیش رفته است که هواداران ثروتمند او در خاورمیانه آنها را از کره جنوبی به دبی دعوت کردند و بریانا و خانواده اش از ماه می به طور رایگان در هتل پنج ستاره اقامت می کنند و یک راننده شخصی در اتومبیل های لیموزین آنها را جا به جا می کند. بریانا اکنون 1.1 میلیون فالوئر در اینستاگرام دارد که روزانه 60،000 فالوئر جدید نیز به آن اضافه می شود. گرچه این شهرت برای والدین او کمی گیج کننده است. آقای یون در این باره گفت: "من نمی دانم چرا مردم انقدر بریانا را دوست دارند. او استعداد خیلی ویژه در زمینه خاصی نشان نداده است و چندان نیز از دوربین لذت نمی برد. او تنها در جلوی دوربین کمی ژست، لبخند و ادا دارد."

ولی او چیزی در درونش دارد که مردم آن را دوست دارند و آنها را شاد می کنند، او خیلی شیرین است. هر وقت او را جلوی دوربین قرار می دهم او خیلی طبیعی رفتار می کند و عاشق ژست گرفتن است. بریانا از یک پدر کره ای به نام جانگ هیون 34 ساله و مادر فیلیپینی به نام جاکلین 27 ساله است و به چهار زبان از جمله انگلیسی، کره ای، تاگالوگ و عربی صحبت می کند. او همچنین 305،000 فالوئر در وب سایت ویدئویی و 210،000 فالوئر نیز در صفحه فیس بوک دارد. این هواداران به ویژه از کشورهای مالزی، سنگاپور، اندونزی و عربستان صعودی هستند.

آیا این دختر بانمک ترین دختر شبکه اجتماعی است؟ +تصاویر

آیا این دختر بانمک ترین دختر شبکه اجتماعی است؟ +تصاویر

آیا این دختر بانمک ترین دختر شبکه اجتماعی است؟ +تصاویر

آیا این دختر بانمک ترین دختر شبکه اجتماعی است؟ +تصاویر

آیا این دختر بانمک ترین دختر شبکه اجتماعی است؟ +تصاویر

آیا این دختر بانمک ترین دختر شبکه اجتماعی است؟ +تصاویر

آیا این دختر بانمک ترین دختر شبکه اجتماعی است؟ +تصاویر

آیا این دختر بانمک ترین دختر شبکه اجتماعی است؟ +تصاویر

آیا این دختر بانمک ترین دختر شبکه اجتماعی است؟ +تصاویر

آیا این دختر بانمک ترین دختر شبکه اجتماعی است؟ +تصاویر

آیا این دختر بانمک ترین دختر شبکه اجتماعی است؟ +تصاویر


نویسنده: امیر شمسایی | شنبه 1 آذر1393 - 0:5

سال گذشته را به یاد می آورد؛ بی خوابی باز هم کلافه اش کرده بود، رفت به درمانگاهی در نزدیک کوه سنگی، با دیدن حالش گمان کردند معتاد است، به یکی از مراکز بهداشتی اطراف خانه برای زدن آمپول هایش رفت، آنجا وقتی وخامت حالش را دیدند، چند داروی خواب آور دیگر هم به داروهایش اضافه کردند و گفتند هرچه سریع تر خودت را به خانه برسان. وقتی به خانه رسید، هنوز لباس هایش را در نیاورده بود که حدود 3 یا 4 ساعت بیهوش یک گوشه خانه افتاد. این اولین خاطره آقا رجب است وقتی پس از 26 سال حالتی شبیه خواب برایش مجسم می شود، مردی که حالا قوی ترین قرص های صلیب سرخ هم حریف بی خوابی هایش نمی شود.

مرد ایرانی که 26 سال است نخوابیده +تصاویر

مرد ایرانی که 26 سال است نخوابیده +تصاویر

مرد ایرانی که 26 سال است نخوابیده +تصاویر

مرد ایرانی که 26 سال است نخوابیده +تصاویر

مرد ایرانی که 26 سال است نخوابیده +تصاویر

مرد ایرانی که 26 سال است نخوابیده +تصاویر

مرد ایرانی که 26 سال است نخوابیده +تصاویر

مرد ایرانی که 26 سال است نخوابیده +تصاویر

مرد ایرانی که 26 سال است نخوابیده +تصاویر

مرد ایرانی که 26 سال است نخوابیده +تصاویر

مرد ایرانی که 26 سال است نخوابیده +تصاویر

مرد ایرانی که 26 سال است نخوابیده +تصاویر

مرد ایرانی که 26 سال است نخوابیده +تصاویر

مرد ایرانی که 26 سال است نخوابیده +تصاویر

مرد ایرانی که 26 سال است نخوابیده +تصاویر

مرد ایرانی که 26 سال است نخوابیده +تصاویر


نویسنده: امیر شمسایی | شنبه 1 آذر1393 - 0:4

وصیت نامه مرتضی پاشایی که برای هوادارانش نوشته بود, منتشر شده است.

وصیت نامه مرتضی پاشایی برای هوادارانش +عکس


نویسنده: امیر شمسایی | شنبه 1 آذر1393 - 0:3

این هوادار کره ای در ابتدای مسابقه مقابل ایران با در دست گرفتن عکس پاشایی یاد او را گرامی داشت.

تسلیت دختر کره ای برای فوت پاشایی +عکس


نویسنده: امیر شمسایی | شنبه 1 آذر1393 - 0:3

تشییع پیکر مرتضی پاشایی بار دیگر نفوذ انکارناپذیر چهره های محبوب غیرسیاسی در بین مردم را به نمایش کشید. حضور مردم در مراسم بدرقه و وداع با پیکر پاشایی، چنان عجیب بود که ترافیک ناشی از آن بخشی از رفت و آمد در قلب تهران را برای ساعاتی مختل کرد. به همین بهانه سراغ همه چهره های محبوب غیرسیاسی رفتیم که در این سال ها مراسم تشییع شان با حضور گسترده مردم برگزار شد. تشییع جنازه به عنوان یک اتفاق به عنوان محل اجتماع دوستداران متوفی و حضور چهره های سرشناس حداقل در حافظه ما به میانه دهه 40 برمی گردد؛ وقتی تشییع غلامرضا تختی ورزشکار بزرگ کشورمان هزاران نفر را در پایتخت به خیابان ها کشاند.

تشییع جنازه غلامرضا تختی

از تشییع فروغ فرخزاد تا تشییع مرتضی پاشایی

این اتفاق در دی ماه سال 46 رخ داد و هنوز پدران ما با شگفتی از حضور دردمندانه اقشار مختلف مردم در سوگ این ورزشکار بزرگ حرف می زنند.

یک سال قبل از این مرگ فروغ فرخزاد در 33 سالگی مجامع هنری ما را شوکه کرد. مرگ شاعر جسور در اوج جوانی و خلاقیت آن هم بر اثر یک حادثه تلخ اما او در اندازه های تختی از محبوبیت مردمی برخوردار نبود؛ با اینحال مراسم تشییع جنازه اش محل حضور چهره های سرشناس ادبیات ایران بود که در آن دهه پر رونق ترین عصر ادبی ایران را رقم زده بودند.

 

تشییع جنازه فروغ فرخزاد

از تشییع فروغ فرخزاد تا تشییع مرتضی پاشایی

در سال های پس از انقلاب بزرگترین مراسم تشییع به چهره های سیاسی و ملی اختصاص داشته که خود بحث جداگانه ای است و در اینجا نمی گنجد. تشییع شهدای هفتم تیر، 8 مرداد یا فرماندهان مشهور جنگ یا مهمتر از همه تشییع پیکر امام خمینی از مهمترین و بزرگترین حوادث جامعه معاصر بودند که برای روزها و گاه سال ها در یاد افکار عمومی باقی مانده اند.

در همین سال های اخیر مثلا مراسم تشییع پیکر آیت الله بهجت بیش از صد هزار نفر را به خیابان های قم کشاند اما در این گزارش فوکوس را بر چهره های هنری و ورزشی گذاشته ایم. چهره هایی که در افکار عمومی مردم ما جایگاه خاصی پیدا کرده اند. ابتدا از سال 64 شروع کنیم.

مراسم تشییع غلامحسین بنان چهره افسانه ای آواز ایرانی در خاطره ها مانده است. در اوج دوران جنگ، مرگ او بازتاب چندانی در رسانه ها نیافت اما حضور اکثر بزرگان فرهنگ کشور در مراسم تشییع او و آواز مشهور شجریان بر سر مزارش در حافظه فرهنگی کشور ثبت شده است.

در تاریخ معاصر مهمترین واکنش مردم به درگذشت مرحوم علی حاتمی مربوط می شود. کارگردان مشهور ایرانی و متخصص ساخت سریال ها و فیلم های بومی و ملی و با آن عشق بارزش به فرهنگ ایرانی در سال 1375 در میان بهت همگان بر اثر سرطان درگذشت. در آن روزگار مرگ او هر چند برای اهالی سینما که از وضع او مطلع بودند قابل پیش بینی بود اما برای دوستدارانش در دوران نبود فیس بوک و اینستاگرام و وایبر یک شوک به تمام معنا بود.

قریب 30 هزار نفر برای مراسم این مرد دوست داشتنی سینمای ایران جمع شدند که یکی از به یادماندنی ترین وداع ها با اهالی هنر و سینما بود. یک ادای دین دوست داشتنی. این اتفاق آذر 75 بود و حاتمی تنها 52 سال داشت و می خواست فیلمی از زندگی غلامرضا تختی بسازد.

تشییع جنازه خسرو شکیبایی

از تشییع فروغ فرخزاد تا تشییع مرتضی پاشایی

جالب است بدانید که به سختی عکسی از مراسم تشییع جنازه او در اینترنت وجود دارد و از دوران نقاهت مرحوم نیز عکسی در دست نیست. در آن دوران، مرگ اکران عمومی نداشت. در همین سال مازیار خواننده خوشنام ایرانی در 46 سالگی با حمله قلبی درگذشت اما تشییع جنازه اش در سکوت برگزار شد.

چهار سال بعد دو درگذشت پیاپی بار دیگر اهمیت مراسم تشییع جنازه را یادآور شد. ابتدا درگذشت محمد علی فردین همه ار غافلگیر کرد. این بار هجوم دوستداران این بازیگر قدیمی دهه 140 اتفاق عجیبی بود. باز هم درعصر فقدان رسانه های اجتماعی اما در عوض در عصر وفور روزنامه های آن دوران که موجب شد خبر بلافاصله شیوع پیدا کند و هزاران نفر برای تشییع او بیایند. این اتفاق در فروردین 79 بود. چهار ماه بعد مرگ احمد شاملو بار دیگر یک مراسم تشییع جنازه را به یک اتفاق بدل کرد. در مرداد 79.

تشییع جنازه عسل بدیعی

از تشییع فروغ فرخزاد تا تشییع مرتضی پاشایی

در دهه 80 در دوران قدرت گیری و شیوع اینترنت و استفاده از یاهو مسنجر و البته اورکات این نوع مراسم کم کم به یک عادت خاص ایرانیان بدل شد. حضور در مراسم چهره های مشهور فرهنگ و ادب و همینطور ورزشی برای ادای دین به آنان و البته برای برخی هم ملاقات از نزدیک با بقیه مشاهیر. مرگ حسین پناهی در سال 83 و چندی بعد مرگ ناصر عبداللهی در سال 85 و درگذشت رسول ملاقلی پور در اسفند 85 ادامه بر این داستان بود و البته دردناکتر از همه مرگ پوپک گلدره در سن 25 سالگی در یک سانحه رانندگی.

تشییع جنازه سیمین دانشور

از تشییع فروغ فرخزاد تا تشییع مرتضی پاشایی

اما اتفاق مهمتر در سال 86 رخ داد. درگذشت قیصر امین پور شاعر توانا و مظلوم ایرانی موجی از همدردی گسترده و غیرقابل پیش بینی را به دنبال آورد تا مراسم تشییع او به یک اتفاق مهم در تهران بدل شود. امین پور به هنگام مرگ تنها 48 سال داشت.

در سال 87 مراسم تشییع خسرو خوب سینمای ایران یعنی خسرو شکیبایی ترافیک خیابان های مرکزی تهران را در صبح داغ تیرماه تهران بالکل مختل کرد. شکیبایی به هنگام مرگ 62 سال داشت.

تشییع جنازه ناصر حجازی

از تشییع فروغ فرخزاد تا تشییع مرتضی پاشایی

مرگ سلسله وار مشاهیر موسیقی ایرانی مثل استاد علی اکبر شهناز، پرویز مشکاتیان (آن هم در 54 سالگی)، همایون خرم و بالاخره محمدرضا لطفی لحظات دردناکی را برای هنر ایران طی پنج سال گذشته رقم زده بود و برای وداع با هر کدام از آنها هزاران نفر در خیابان کوچک جلوی تالار وحدت اجتماع کرده بودند...

در این دوران ادبیات ایران هم قربانیان مشهوری را به بستر سرد خاک سپرد، به خصوص دو سیمین بی همتا. ابتدا سیمین دانشور در اسفند سال 90 و سیمین بهبهانی در مرداد 93. در همین سال ها تئاتر نیز یک چهره مهم خود را از دست داد. حمید سمندریان در 81 سالگی که در تابستان 91 چشم از جهان بست و مراسم تشییع جنازه اش در تئاتر شهر حاشیه های نه چندان خوشایندی داشت.

تشییع جنازه روح الله دادشی

از تشییع فروغ فرخزاد تا تشییع مرتضی پاشایی

اما مهمترین و عمومی ترین مرگ این سال ها به ناصر حجازی بزرگ مرد ورزش ایران بازمی گردد. حجازی دروازه بان صریح اللهجه و افسانه ای بعد از یک دوره طولانی نبرد با سرطان در نهایت در خرداد 90 درگذشت. مراسم تشییع او به یک اتفاق بزرگ کشوری بدل شد و در نهایت به مراسم مفصلی در ورزشگاه آزادی بدل شد. پوشش تلویزیونی و شبکه های اجتماعی، درگذشت ناصر حجازی را بلافاصله به صدر اخبار رسمی کشور برد. مرگ علیرضا سلیمانی سنگین وزن محبوب کشورمان از دیگر مرگ های دردناک ورزشکاران ایرانی بود... در اردیبهشت 93.

مرگ روح الله داداشی قوی ترین مرد ایران در یک نزاع خیابانی و مرگ مغزی عسل بدیعی بازیگر محبوب سینما و تلویزیون ایرانی در فروردین 92 از حوادثی بود که مراسم تشییع جنازه پرشوری را به دنبال داشتند.

تشییع جنازه مرتضی پاشایی

از تشییع فروغ فرخزاد تا تشییع مرتضی پاشایی

اما با شیوع شبکه های اجتماعی و سلطنت اینستاگرام و وایبر و واتس آپ حالا درگذشت مرتضی پاشایی خواننده جوان کشورمان نشان داد که از این پس چنین حوادث دردناکی می تواند نه فقط در تهران خودمان که همزمان در بسیاری از شهرهای کشورمان به یک پدیده اجتماعی تبدیل شود. این حادثه؛ این همزمانی بدون فاصله عزاداری های انبوه در تهران و دیگر شهرها پدیده ای است که از این پس هر ضایعه از دست دادن چهره های مشهور فرهنگی و ورزشی را همراهی خواهد کرد.


نویسنده: امیر شمسایی | شنبه 1 آذر1393 - 0:2

آخرین مطالب

 
ADS

درباره ما